headerphoto

آب و جارو ( زهرا حسين زاده

firefox            

 

کاش خطي شوي از بلخ به مشهد برسي

قبل از آن که به تنم مرگ بيايد برسي

از تماشاي خودت حوصله ات سر برود

موج ديوانه شوي تا لبه‌ي سد برسي

خواب ديدم تو مرا مي گذراني از پل

عشق باريک تر از موست  تو بايد برسي

زلف آوارگي‌ام را به رخت باد  کشيد

 حيف ديدي که  به اين دخترک بد برسي؟

آب وجارو چه کنم خانه کم آورد تو را

سر من برف نشاندي گل بي رد برسي؟

 

 


:نظرات

زماني که آدمي شعر «پايتخت پري ها» را از زبان زهرا مي شنود، باورش نمي شود که اشعاري مانند «آب و جارو» هم از سروده هاي او باشد. آخر اين کجا و آن کجا؟!!

کور شود چشم حسودانی که ديدن موفقيت بانوی بزرگ و شاعر هزاره را ندارد

بيچاره عبدالعلي نجفي، تفاوت «ستايش» و «نکوهش» را هم در نمي يابد!!
نويسنده اي که خودش را «هيچ» ناميده است، شعر «پايتخت پري ها» را ستوده و نوشته است: شاعري که داراي چنان توانايي است، چرا چنين شعر معمولي سرايد.
آنچه از اين نظر بر مي آيد، باور به توانايي هاي شعري زهرا است نه حسادت و لجاجت و ... نکند همقطاران آقاي نجفي، حتي «تعريف» را هم «توهين» مي بينند. وانگهي، بر فرض بزرگ بودن زهرا، بايستي او را شاعر افغانستاني دانست، چون موجب افتخار کشور خواهد بود، نه ويژه قوم خاص که نام شاعرانش را هم پاس نمي دارند.

سسلام هموطن نازنین و دوست داشتنی شاعر توانا و گرامی تمنا می دارم شاد و سرفراز باشید بنده همایون خوشبین هروی هستم از ولایت هرات می باشم فعلا در کابل من بطور اتفاقی با اشعار و وبلاگ شما بر خوردم نهایت برایم دل پذیر و دوست داشتنی شد اشعار شما.
به آرزو اینکه نام افغان همیشه افتخار ما باشد، در ضمن من هم شاعر هستم اگر قابل دیدید از وبلاگ من دیدن فرماید.

با مهر بی پایان
موفق و شاد باشید.

واقعان وقتی شعر هایت را میخوانم احساس دیگر دارم
واقعان زیباست
سری بزن

بگو
باز هم بگو
تابی انتها فریاد بزن ودرد ملتم را بسرا



:ارسال نظر



:کد درون کادر سیاه را اینجا وارد کنید